تبليغاتX
زندانی های زندگی
در تپش التماس ستارهای ای کاش راستین زمینی٫ بی خبرانه میروم به اوج قعر تاریکیه

سرزمین مانندیکه گویندش خدا!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:29 توسط حبیب |

التماس زیر آب موج ها که مرا به فرداها فرا خواندند شب های در حسرت ای کاش بودن با تو

را بهانه کردند از صدای هق هق دختری اثیری که عاشق خوانندش مردم شهر آشوب دلم که تنها بود!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:13 توسط حبیب |

عشق یعنی حسرت مطلق توهمی در کنار شب سرد دیدن تو و فریاد تلخ ماهی در ساحل تردید.
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:24 توسط حبیب |